پروین و قطبی هر دو آمدند و رفتند , اما پرسپولیس همچنان باقیست
"اول خدا بعد علی پروین"
جمله ای که از طرفداران دو آتیشه نه چندان دور پرسپولیس زیاد به گوشمان می رسید .آنها امکان تصور پرسپولیس بدون پروین را نداشتند روی سکوها نام او از پرسپولیس بیشتر شنیده می شد.
"سلطان بلند شو "
شعاری که روی سکوها در دوران سلطلنی علی پروین فریاد زده می شد و الحق هم که پروین بعد از شنیدن این شعار از جای خود بلند میشد ولی این پایان ماجرا نبود سلطان دستی تکان می داد همان دستی که بر روی سکوها آتش بپا می کرد.
"چشم تیله ای معروف"
او بود که همه قلبها را تسخیر کرده بود و روی نیمکت ترس بر دل حریفان می انداخت تا جایی که علی منصوریان در وصف سلطان گفته بود : "وقتی در مسابقه پرسپولیس وارد زمین می شدیم کاری می کردیم که چشممون به علی پروین روی نیمکت نخوره"!
"استقلال یک علی پروین کم دارد"
بعد از اینکه در دربی، استقلال نتوانسته بود پرسپولیس 9 نفره راببرد تیتر یک روزنامه ابرار ورزشی شده بود او دیگر سلطان بدون جانشین بود که استقلال دنبال کسی مانند او می گشت.
"سلطان و خبرنگاران"
علی پروین گرچه در دل طرفداران بی رقیب بود ولی نتوانسته بود در بین خبرنگاران مخصوصا خبرنگاران جوان برای خود دوستدارانی را دست و پا کند او روی سکوها محبوب بود و در زمین چمن دنبال خبرنگاران می دوید او راه درست با خبرنگاران و رفتار با آنها را نمی دانست.
"ساعت شیش می ریزم تو روزنامتون"
روزنامه جهان فوتبال آن روزها به خاطر مطالبی که در نقد علی پروین می نوشتند از سوی سلطان تهدید شده بود که یک روز ساعت شیش می ریزم تو روزنامتون حسابتونو می رسم البته هیچوقت آن ساعت شیش نرسید و پروین حساب هیچکس را نرسید.
"دوران افول سلطان"
در این دوران تخت و تاج سلطان آن ابهت قبل را نداشت و روزنامه ها به راحتی از او انتقاد می کردند دیگر قلمها براحتی بر علیه پروین و فوتبال علی اصغریش می چرخید دیگر انتقادها جان گرفته بود و سلطان سقوطش شروع شده بود
"خداحافظ فوتبال"
جمله معروف سلطان که بعد از باخت در آزادی بخاطر فشار تماشاگران از دهان پروین شنیده شد او در آنروز با بطریهای آب بدرقه شد شاید سلطان هیچوقت آینروزها را در ذهن خود هم مرور نمی کرد دیگر هیچکس به قهرمانی های او با پرسپولیس فکر نمی کرد پروین فهمید که حافظه تماشاگران چقدر فراموشکار است.(البته سلطان پیش از یک دو جین دفعه این جمله را تکرار کرده بود , اما شرایط موجب شد که در نهایت خود او اگر می خواست هم نتواند به عنوان سرمربی به فوتبال برگردد)
حالا دیگر همه تلاشها نتیجه داد و پرسپولیس قلمرو سلطان جدا شد .خبرنگاران روشنفکر به هدف خود رسیدند حالا حتی روی سکوها نیز پرسپولیس بدون پروین معنی داشت. حتی دو آتیشه هایی که نیمکت پرسپولیس بدون پروین رگ غیر تشان را بالا می زد به راحتی پذیرفته بودند که میتوان پرسپولیس را بدون پروین دوست داشت.
_________________
"آغاز فعالیت قطبی "
پرسپولیس وارد دنیای جدیدی شده بود روزهای سختی را گذراند تا مدیریت تیم به حاج حبیب کاشانی رسید.
رئیس جمهور و دوستان او به استفاده از نیروهای ایرانی مقیم خارج در زمینه های مختلف امر کرده بودند و حبیب کاشانی با تمام مشکلاتی که در سر راه استخدام قطبی وجود داشت موفق به نشاندن قطبی روی نیمکت تیم پزسپولیس شد.
"ظهور قطبیسم و القابی جدید "
لقب سلطان که روی سکوها به علی پروین داده شده بود تبدیل به امپراتور شد. البته قطبی به علت رفتار مناسب با خبرنگاران محبوب آنها هم شده بود و یک لقب از علی پروین پیشی گرفت. او در بین خبرنگاران هم لقب جنتلمن گرفت.
خبرنگارانی که سالها مبارزه کردند سایه علی پروین را حذف کنند حالا خواسته یا ناخواسته سایه بان جدیدی برای پرسپولیس ساخته بودند آنها موجی را براه انداخته بودند که دیگر سکوها هم پرسپولیس بدون قطبی را نمی خواستند, درست مانند آنروزها که پرسپولیس را بدون سلطان نمی خواستند خالا سلطان ،امپراتور شده بود.
____________________
"سلطان و امپراتور هنوز به دنبال پرسپولیس"
سلطان هنوز عاشق پرسپولیس و خواهان بازگشت به تیم است اگر چه جناب هدایتی شاید بد قولی هایی در حق دوست سابقش کرد و هیچ زمزمه ای هم برای بازگشت او نکرد ولی دیگر هیچکس به تکرار داستانهای سلطان و تاج و تخت او علاقمند نیست.
البته این شرایط برای امپراتور بهتر است او هنوز خواهان زیادی برای بازگشت به پرسپولیس را دارد که البته روز به روز کمتر می شوند، ولی گویا او در دبی تیم خیابانی پرسپولیس را تشکیل داده ....
جالب اینجاست امپراتور و سلطان هر دو رفتند و پرسپولیس هنوز با شکوه و قدرتمند و هر دو در آرزوی بازگشت ...
آری ... پروین و قطبی دو پدیده بودند که از پرسپولیس به همه جا رسیدند و پرسپولیس بدون آنها هم همچنان بزرگ است و بزرگ خواهد بود...
برگرفته شده ازwww.parsfootball.com