تبليغاتX
پرسپولیس

پرسپولیس

قرمز خون من پرسپولیس جون من

با سلام به هواداران سرخ ابتدا از باخت پرسپولیس خیلی ناراحتم

دوم اینکه رسما دیگه ما قهرمانی رو از دست دادیم وامیدواریمون در اسیا

وحذفی باید باشه 

به اطلاع شما می رسانم برای پاره ی از مشکلات من شاید چند ماه در خدمتون نباشم دلم برای تان تنگ می شود

کلا تو این چند ماه احتمالا تو اینترنت کلا نیام و این وبلاگ رو به روز نخواهم کرد  از نظرات سازنده شما هوادار دل گرم کننده من بود ممنون هستم  امیدوارم بعد از اینکه برگشتم اولین اپم درباره ی قهرمانی پرسپولیس در اسیا باشه پس تا دیداری دوباره

 

خداحافظ

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 19:40  توسط رضا  | 

همانطور که اطلاع دارید مجتبی جباری با اعتراضش نسبت به تعویض در بازی با الاتحاد خشم قلعه نوعی (شما بخوانید ژنرال) را برانگیخت تا قلعه نوعی او را از حضور در تمرینات منع کرده و در اختیار مدیریت باشگاه قرار دهد و بنا به تصمیم مدیریت، جباری تا اطلاع ثانوی از حضور در تاج محروم گردیده است اما این پایان کار نبوده چرا که هافبک آبی پوشان چندان هم بدش نمی آمد که از جمع آبی ها جدا شود و البته چه جایی بهتر از اردوگاه ارتش سرخ.

جباری که در ابتدای فصل با ناز و کرشمه فراوان و سلام و صلوات قراردادش را با آبی پوشان تمدید کرد و شرط خارج رفتن را در هر شرایطی به فتح الله زاده تحمیل کرد، اکنون و با محرومیتی که از جانب باشگاه نصیبش شده نه تنها به فسخ قرارداد فکر می کند بلکه فیلش یاد دو سال قبل کرده است.

زمان مدیریت انصاریفرد کوچک که تا باشگاه پرسپولیس هم رفت و البته با رای کمیته انضباطی هم او جریمه شد هم پرسپولیس اما اینبار هم جباری تجربه اش در این مورد بیشتر شده و هم انصاریفرد بزرگتر از حادثه زمان برادرش مطلع.

پس از مذاکرات پشت پرده ، جباری به توافق نهایی با پرسپولیس و شخص حسین هدایتی رسیده و وی با امضاء یک قرارداد داخلی، چکی به مبلغ نامعلوم دریافت کرده تا ضمانتی برای حضور قطعی او در پرسپولیس باشد. گرچه قرارداد داخلی در فوتبال ایران از اعتبار قانونی برخوردار نیست اما با توجه به سریالی شدن اختلافات پردامنه جباری با آبی پوشان و هوادارانش و صحبت هایی که وی با یکی از دوستان مطبوعاتی اش که البته نقش مشاور را برای او ایفا می کند،انجام داده اینبار مثل تا 3 نشه بازی نشه توسط جباری اجرا خواهد شد و بالاخره او را در فصل آینده با پیراهن قرمز خواهیم دید.

او تا بحال 2بار با پرسپولیسی ها به توافق رسیده که البته در هر دو مرحله به سرانجامی نرسیده اما از قرار معلوم اینبار در پیوستن به پرسپولیس مصمم تر شده است. به این شرایط اضافه کنید: درگیری با واعظ بر سر دیرکرد پرداخت حقوق و عدم حضور بر سر تمرینات و دیگری اعتراض به تعویض و از همه مهمتر آزاد بودن جباری در انتهای فصل. آری جباری با پایان لیگ، هیچ قراردادی با آبی ها ندارد.

وقتی به صادقی هم فکر می کنیم که بعد از بازی این فصل استقلال و مس عنوان کرد درپایان فصل جواب بی حرمتی تماشاگران آبی راخواهد داد و در پایان بازی مس با پرسپولیس، با پیراهن قرمز مقابل دوربین های شبکه های تلویزیونی به مصاحبه پرداخت و همچنین با به یاداوری ماجرای پیوستن نیکبخت به پرسپولیس،بیشتر به این نتیجه می رسیم که:آیا پرسپولیس جزیره امن یاغی های آبی است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 20:49  توسط رضا  | 


پنجم فروردین  ١٣٨۴
جواد خیابانی، برنامه‌ نوروزی‌اش را اجرا می‌کند و هر پنج دقیقه یک‌بار می‌گوید ورزشگاه پر شده است؛ با توجه به این‌که تلویزیون بازی را مستقیم پخش می‌کند، بهتر است از خانه بازی را تماشا کنید. ایران با ژاپن بازی دارد و مربی برانکوست و بازی‌های مقدماتی جام‌جهانی ٢٠٠٦ و ساعت ١٠ صبح.


هشت فروردین ١٣٨٨

دو ساعت به بازی ایران-عربستان مانده و بهزاد کاویانی-مردی که با تحقیر شدن توسط دایی، ارضاء می‌شود!- بر صفحه‌ تلویزیون ظاهر شده. نیمی از ورزشگاه خالی‌ست و کاویانی از مردم خواهش می‌کند به استادیوم بیایند و تیم‌ملی را تشویق کنند.


یک تا هفت فروردین ١٣٨٨
تلویزیون کاری را می‌کند که هرگز نکرده. کلیپ‌هایی پخش می‌کند و ساعت بازی ایران- عربستان را اعلام می‌کند. تصاویر تا روز شش فروردین، فقط متعلق به تیم دایی‌ست اما شب بازی، ناگهان تصاویر بازی‌های پرسپولیس و استقلال پخش می‌شود و صعود تیم‌ملی به جام‌جهانی در سال ١٩٩٨. حالا از آن موقع، ١٢ سال گذشته است و علی دایی دیگر بازیکن تیم‌ملی نیست و با خدا لابی کرده و سرمربی شده و تلویزیون به همان میزان که فیلم اخراجی‌ها را تبلیغ می‌کند، برای بازی تیم‌ملی هم مانور تبلیغاتی می‌دهد.


دوره‌ تلخ بر صدر نشستن نخاله‌ها
تاریخ ایران، بی‌شک این دوران را فراموش نخواهد کرد. واقعا فراموش نمی‌کنیم؟ دورانی که در همه امور، عقب مانده‌ترین آدم‌ها، مهم‌ترین پست‌ها را در اختیار گرفته‌اند. واقعا می‌توانیم نوروز ١٣٨٨ را فراموش کنیم؟ زمانی که فیلم‌ساز سوگلی، ده‌نمکی‌ست و علی دایی سرمربی تیم‌ملی و تریبون ٢٤ ساعته تبلیغاتی، مفت و مجانی هر دو را به شدت تبلیغ و ترویج می‌کند.


یک ماه قبل از فروردین ١٣٨٨
استقلال که به گفته‌ امیر قلعه‌نویی قرار است در آسیا، آقایی کند به عربستان می‌رود. یک گل جلو می‌اقتد و بعد دو گل می‌خورد و می‌بازد. قلعه‌نویی شکست را گردن داور می‌اندازد. چند روز بعد، سپاهان با فرهاد کاظمی که به شدت با مربیان خارجی مخالف است به عربستان می‌رود. یک گل جلو می‌افتد و بعد دو گل می‌خورد و می‌بازد. کاظمی شکست را گردن داور می‌اندازد.


نخاله‌ها مثل هم می‌بازند.
تیم‌ملی که نه، تیم شخصی شده توسط علی دایی به گفته صاحب و مدیر تبلیغات و اسپانسر و سرمربی‌اش-همه با هم-  صد در صد، بازی مقابل عربستان را می‌برد. تیم دایی با بازیکنانی که به سختی می‌شود با دیدن چهره‌شان، اسم‌شان را به یاد آورد به زمین می‌رود و یک گل می‌زند. بعد دو گل می‌خورد و می‌بازد. نخاله‌ها مثل هم می‌بازند.


اخراجی‌ها
در سینماها دلقک‌های تحت فرمان مسعود ده‌نمکی مردم را سرگرم می‌کنند و در ورزشگاه آزادی لات و لوت‌های علی دایی، تماشاگران معترض را به باد کتک می‌گیرند. رحمتی،رضایی و کعبی همان کاری را می‌کنند که ده‌نمکی چند سال پیش می‌کرد. بعید نیست چند سال دیگر، نوروز شاهد اکران فیلمی باشیم که آکتورش آدم‌های دایی هستند و کارگردانش خودش. در اینجا، لات‌ها وقتی شکست می‌خورند و اخراج می‌شوند، به دلقکی روی می‌آورند.


جنبش نخاله‌ها
چند دقیقه بعد از شکست ایران مقابل عربستان، کاربران سایت بالاترین این باخت را به پاقدم و نحسی محمود احمدی‌نژاد ربط می‌دهند. باید تعجب کنیم؟ وقتی سرمربی تیم‌ملی، می‌خواهد به زور دعانویسی و وردخوانی و آینه‌بینی، تیم‌ملی را به جام‌جهانی ببرد، لابد خرافات انقدر هواخواه دارد که باخت تیم که حاصل بی‌تدبیری و بی‌تاکتیکی‌ست، به پاقدم این و آن ربط پیدا کند.


ای ایران
اگر بگوییم از باخت تیم‌ملی جلو عربستان خوشحال شدیم، یعنی عرق ملی نداریم؟ یعنی وطن برای‌مان مهم نیست؟ تمام کسانی که از باخت تیم‌ملی خوشحال شدند، نخواستند به این ناسیونالیسم احمقانه و زوری و قلابی تن بدهند. در آخر فیلم اخراجی‌ها، سرود ای ایران پخش می‌شود و برای حمایت از تیم دایی، از وطن مایه می‌گذارند. کسی نیست که بپرسد دایی و ده‌نمکی بر چه اساسی در این جایگاه‌ها قرار گرفته‌اند؟ مگر چیزی به جز روابط و انحصارگرایی، باعث بالانشینی کوتوله‌ها می‌شود؟ چرا باید یک مفهوم بزرگ را که در انحصار امثال دایی و ده‌نمکی‌ست، دوست داشته باشیم؟


کمیته‌ بررسی علل شکست
جنبش نخاله‌ها معتقد است به دلیل پاقدم رئیس‌جمهور، تیم‌ملی شکست خورده. یعنی اگر آقای رئیس‌جمهور، روز هشت فروردین به استادیوم نمی‌آمدند، دایی برنده می‌شد؟ شکست تیم‌ملی حتما به آقای رئیس‌جمهور مربوط است؛ اما نه به پاقدمش. اگر علی‌آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی نمیشد، اگر کفاشیان و تاج فدراسیون فوتبال را اشغال نمی‌کردند، اگر در ثانیه‌های آخر سرمربی‌گری قطبی وتو نمیشد و علی دایی به این سمت نمی‌رسید، تیم‌ملی نمی‌باخت. پاقدم مربوطه، مربوط به امروز نیست. مربوط به سه سال و خورده‌ای قبل است. نمی‌دانم چرا اتفاقات بزرگ را همیشه کوچک و محدود می‌کنیم؟


کیفیت،تجربه،دانش
تیم دایی، نه کیفیت دارد، نه تجربه، نه دانش. این سه فاکتور مهم، به پای روابط پشت پرده و لابی‌های الهی، قربانی شد تا برسد به امروز. به شعارهای دایی حیا کن... دایی باید برقصه... و چیزهایی درباره دایی و والده مکرمه‌اش. امروز، روز پیروزی کیفیت و دانش و تجربه نبود؛ که می‌توانست باشد. اما بی‌شک امروز، بی‌دانشی و بی‌کیفیتی و بی‌تجربگی، شکست خورد.


اشکال از فرستنده است؟
مردک میرزایی، به خاطر گزارش امروزش، بعید نیست که جایزه خروس طلایی را از سازمان صدا و سیما بگیرد. این همه به وجود آوردن هیجان کاذب، این همه دمیدن بر تل خاکستر، این همه فریاد وحشیانه و گزارش دروغ، از جواد خیابانی هم برنمی‌آمد. وقتی تماشاگران یک صدا خواستار رفتن دایی از تیم‌ملی بودند و صدایشان از طریق گیرنده‌های ما بینندگان محترم کاملا به گوش می‌رسید، مردک میرزایی با وقاحت از حمایت همه‌جانبه مردم از تیم‌ملی و سرمربی‌اش می‌گفت.

 
فرار به سوی پیروزی
فیلم فرار به سوی پیروزی را یادتان هست؟ آن گزارشگر رادیویی که صدای تماشاگران را کم و زیاد می‌کرد و بازی را به نفع تیم مورد علاقه‌اش گزارش می‌کرد، لااقل کمی برای شعور شنوندگانش ارزش قائل بود. او، با علم به اینکه کسی بازی را نمی‌بیند، صدای تماشاگران را کم و زیاد می‌کرد و گزارش دروغین از وضعیت و جو استادیوم می‌داد. اما مردک میرزایی، بی‌شک لایق دریافت جایزه‌ وقاحت طلایی هم هست. وقتی همه شاهد بازی بودیم و می‌دیدیم که استادیوم با خوردن دومین گل تیم دایی، خالی می‌شود و صداهای اعتراض‌آمیز را می‌شنیدیم، او با وقاحت تمام از حمایت تماشاگران می‌گفت.


شکست همه جانبه
علی دایی در نشست مطبوعاتی گفته من نباختم، تیم‌ملی باخت. تا دیروز دایی خودش را صاحب تیم‌ملی می‌دانست اما حالا خرجش را سوا می‌کند. باخت تیم دایی مقابل عربستان، فقط باخت دایی نبود. باخت دروغ‌گویی، بی‌دانشی، زد و بند، بی‌اعتنایی به مردم، غرور کاذب، منم منم زدن‌ها، عمومی کردن مذهب، لومپنیسم و پوپولیسم بود.


تکلیف آن تسبیح معجزه‌گر
حالا تکلیف آن تسبیح معجزه‌گر چیست؟ تکلیف زیارت‌هایی که جناب دایی رفت و تیم‌ را به حال خود رها کرد، چیست؟ تکلیف امام زمان که انگار حامی اختصاصی آقای قلعه‌نویی در تمام بازی‌های داخلی و خارجی‌ست، چه شد؟


هشت فروردین ١٣٨٨
یکی از نخاله‌ها شکست می‌خورد. یعنی این می‌تواند آغازی باشد برای شکست خوردن دیگر نخاله‌ها؟ یعنی این دوران تلخ‌تر از زهر تمام می‌شود؟ اگر روزگار چون شکر هم نیامد، نیامد. فقط این دوران تمام شود.


بیست و دوم خرداد ١٣٨٨
دو ماه و نیم دیگر، در این روز، چه حالی خواهیم داشت؟ حال‌مان مثل امروز خوب خواهد بود؟ می‌بینید؟ تبدیل شده‌ایم به آدم‌هایی که فقط از شکست خوردن دیگران، خوشحال می‌شوند؛ دلیلش؟ میدان از آدم‌هایی که پیروزی‌شان آدم را خوشحال می‌کند، خالی‌ست. به شدت و واقعا خالی‌ست.

 

منبع از وبلاگ افشین امپراطور به سایت:http://afshinemperatur.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 21:29  توسط رضا  | 

آسیا یادت باشه

                                پرسپولیس قهرمان میشه

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 21:14  توسط رضا  | 

 کاپیتان تیم فوتبال پرسپولیس تهران گفت: سال 87 برای من از نظر تعداد بازی بسیار سنگین و خسته کننده بود اما با قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا آرام می شوم و بهتر به آینده فکر می کنم.
کریم باقری در گفت وگویی عنوان کرد: پرسپولیس امسال می خواهد این عنوان را برا ایران کسب کند تا به این ترتیب نشان دهیم که سرخ پوشان دوباره آماده رسیدن به افتخار است.
وی ادامه داد: بازیکنان پرسپولیس برای رسیدن به این عنوان از هر نظر آماده اند و حالا می خواهیم نشان دهیم که ناکامی در لیگ برتر فقط یک اتفاق بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 21:13  توسط رضا  | 

در تعطیلات نوروز مسولان باشگاه پرسپولیس تهران موزه این باشگاه را افتتاح و مورد بهره برداری برای عموم قرار خواهند داد.
پیش از این خبر داده شده بود که مسئولان باشگاه پرسپولیس قصد دارند موزه این باشگاه را مورد بهره برداری و بازدید طرفداران این تیم قرار خواهند داد. در موزه نوروزی باشگاه پرسپولیس قرار است تمام کاپ ها، پیراهن ها و عکس های قدیمی این تیم به نمایش گذاشته شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 21:2  توسط رضا  | 

قطبی گزینه فدراسیون بود اما به دلیل نوع رفتاراش و نگرانی‌هایی که در مورد حضور درازمدت او در خارج از کشور مطرح بود، برخی مقامات در سازمان تربیت بدنی با انتصاب وی مخالف بودند در شرایطی که حتی محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور نیز نسبت به حضور او در تیم ملی ابراز تمایل کرده بود.

آفتاب: کاندیداتوری افشین قطبی برای جانشینی علی دایی سرمربی برکنار شده تیم ملی فوتبال از سوی وی و مقامات فدراسیون فوتبال تایید شده است. 

به گزارش سرویس ورزشی آفتاب، افشین قطبی که سال گذشته و در اوایل آغاز به کار مسئولان جدید فدراسیون فوتبال پس از یک دوره محرومیت و تعلیق فوتبال ملی همزمان با کسب نتایج مطلوب در تیم پرسپولیس تهران تنها یک قدم تا قرار گرفتن بر روی نیمکت هدایت تیم ملی فاصله داشت، بار دیگر و یک روز پس از برکناری علی دایی مورد توجه مسئولان فوتبال ملی قرار گرفته است.

درحالی که روز یکشنبه برخی از منابع خبری از نامزدی مجدد افشین قطبی برای تصدی سرمربیگری تیم ملی خبر دادند، کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال ضمن تایید این خبر به فارس گفت: «سرمربی فصل گذشته تیم پرسپولیس یكی از گزینه‌های ما برای هدایت تیم ملی است».

از سوی دیگر سرمربی سابق تیم فوتبال پرسپولیس نیز انجام مذاکرات فدراسیون فوتبال با وی در خصوص جانشینی علی دایی در تیم ملی را تایید کرده است.

بر این اساس افشین قطبی طی گفتگویی با "ایلنا"‌ اعلام کرده است: «مذاکرات تلفنی با فدراسیون فوتبال داشتم حالا منتظر اعلام نهایی آنها هستم و خودم مشکلی برای حضور در تیم ملی ندارم چرا که به عنوان یک سرباز وطن همواره آماده خدمت هستم».

قطبی که به نظر می‌رسد تمایل خود برای سرمربیگری تیم ملی را به مسئولان فدراسیون فوتبال اعلام کرده است، همچنین از شانس ایران برای صعود مستقیم به جام جهانی سخن گفته است.

به اعتقاد کارشناسان اما افشین قطبی که از ابتدا گزینه مطلوب کفاشیان و تاج دو عضو موثر هیات رییسه فدراسیون فوتبال بوده است به ویژه در شرایط کنونی از شانس بسیار بالایی برخوردار است چرا که تسلط وی به فوتبال کره‌ای‌ها و رقابت سرنوشت‌ساز ایران با کره‌جنوبی و کره‌شمالی وی را در موقعیتی استثنایی قرار داده است.

با این حال بسیاری از خود می‌پرسند که آیا تمایل قطبی و انتخاب روسای

سرمربی سابق تیم فوتبال پرسپولیس انجام مذاکرات فدراسیون فوتبال با وی در خصوص جانشینی علی دایی در تیم ملی را تایید کرده است.
فدراسیون فوتبال برای انتصاب "امپراطور" به سمت مربی تیم ملی کافی است؟

افشین قطبی اخیرا به این سوال پاسخ داده است. قطبی که پس از خروج از ایران و ترک پرسپولیس در فصل جاری در مورد مسایل فوتبال ایران سکوت کرده بود در گفتگویی ویژه با تلویزیون فارسی BBC در شهر دبی به روایت ناگفته‌هایی از دوره حضور‌اش در عرصه فوتبال ایران پرداخت.

قطبی در بخشی از این گفتگو در خصوص ماجرای انتخابش برای مربی‌گری تیم ملی گفت که چگونه مسئولان فدراسیون فوتبال در تماسی تلفنی انتصاب‌‌اش به سمت سرمربی تیم ملی فوتبال ایران را به وی تبریک گفتند و از اعلام رسمی خبر انتصاب تا ساعتی دیگر خبر دادند و چگونه او در بازی مقابل برق شیراز بر همین اساس با بازیکنان پرسپولیس خداحافظی کرد و آماده حضور در تیم ملی بود.

قطبی در گفتگو با BBC افزود که با این همه تنها یک ساعت زمان کافی بود تا علی دایی به یکباره به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شود.

ماجرایی که البته بسیاری از ناظران داخلی و کارشناسان ورزشی نیز صحت آن را تایید می‌کنند.

یک منبع آگاه در این رابطه به آفتاب می‌گوید: «قطبی گزینه فدراسیون بود اما به دلیل نوع رفتاراش و نگرانی‌هایی که در مورد حضور درازمدت او در خارج از کشور مطرح بود، برخی مقامات در سازمان تربیت بدنی با انتصاب وی مخالف بودند در شرایطی که حتی محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور نیز نسبت به حضور او در تیم ملی ابراز تمایل کرده بود».

با این وجود پاسخ به این پرسش که آیا نگرانی‌ها و موانع قبلی در مورد حضور افشین قطبی در تیم ملی رفع شده است یا خیر همچنان می‌تواند به اشکال گوناگون مطرح شود.

برخی معتقدند این نگرانی‌ها پس از خروج قطبی از ایران و خصوصا مواضع اخیر او در گفتگو با تلویزیون فارسی BBC افزایش یافته است و از این منظر حضور او در نیمکت تیم ملی ایران کاملا منتفی است اما در عین حال عده‌ای دیگر بر این باورند که با توجه به تلاش‌های اخیر دست‌اندرکاران دولت نهم برای استفاده از رویدادهای ورزشی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و نیز محبوبیت قابل توجه افشین قطبی در میان هواداران بی‌شمار فوتبال در ایران امکان بازگشت او به ایران افزایش نیز یافته است.

به هر روی به نظر می‌رسد در شرایط کنونی انتخاب سرمربی آینده تیم ملی فوتبال انتخابی کاملا فنی نبوده و عوامل حاشیه‌ای دیگری نیز در آن موثر خواهد بود و تا پیش از اعلام رسمی مربی منتخب باید توجه داشت که هر "یک‌ساعت" در فوتبال ایران می‌تواند تمامی تحولات را دگرگون سازد.
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 11:34  توسط   | 

image پروین و قطبی هر دو آمدند و رفتند , اما پرسپولیس همچنان باقیست


"اول خدا بعد علی پروین"

جمله ای که از طرفداران دو آتیشه  نه چندان دور پرسپولیس زیاد به گوشمان می رسید .آنها امکان تصور پرسپولیس بدون پروین را نداشتند روی سکوها نام او از پرسپولیس بیشتر شنیده می شد.

 

"سلطان بلند شو "

شعاری که روی سکوها در دوران سلطلنی علی پروین فریاد زده می شد و الحق هم که پروین بعد از شنیدن این شعار از جای خود بلند میشد ولی این پایان ماجرا نبود سلطان دستی تکان می داد همان دستی که بر روی سکوها آتش بپا می کرد.

 

"چشم تیله ای معروف"

او بود که همه قلبها را تسخیر کرده بود و روی نیمکت ترس بر دل حریفان می انداخت تا جایی که علی منصوریان در وصف سلطان گفته بود : "وقتی در مسابقه پرسپولیس وارد زمین می شدیم کاری می کردیم که چشممون به علی پروین روی نیمکت نخوره"!


"استقلال یک علی پروین کم دارد"

بعد از اینکه در دربی،  استقلال نتوانسته بود پرسپولیس 9 نفره راببرد تیتر یک روزنامه ابرار ورزشی شده بود او دیگر سلطان بدون جانشین بود که استقلال دنبال کسی مانند او می گشت.

 

"سلطان و خبرنگاران"

علی پروین گرچه در دل طرفداران بی رقیب بود ولی نتوانسته بود در بین خبرنگاران مخصوصا خبرنگاران جوان برای خود دوستدارانی را دست و پا کند   او روی سکوها محبوب بود و در زمین چمن دنبال خبرنگاران می دوید او راه درست با خبرنگاران و رفتار با آنها را نمی دانست.

 

 

"ساعت شیش می ریزم تو روزنامتون"

روزنامه جهان فوتبال آن روزها به خاطر مطالبی که  در نقد علی پروین می نوشتند از سوی سلطان تهدید شده بود که یک روز ساعت شیش می ریزم تو روزنامتون حسابتونو می رسم البته هیچوقت آن ساعت شیش نرسید و پروین حساب هیچکس را نرسید.

 

"دوران افول سلطان"

در این دوران تخت و تاج سلطان آن ابهت قبل را نداشت و روزنامه ها به راحتی از او انتقاد می کردند دیگر قلمها براحتی بر علیه پروین و فوتبال علی اصغریش می چرخید دیگر انتقادها جان گرفته بود و سلطان سقوطش شروع شده بود

 

"خداحافظ فوتبال"

جمله معروف سلطان که بعد از باخت در آزادی بخاطر فشار تماشاگران از دهان پروین شنیده شد او در آنروز با بطریهای آب بدرقه شد شاید سلطان هیچوقت آینروزها را در ذهن خود هم مرور نمی کرد دیگر هیچکس به قهرمانی های او با پرسپولیس فکر نمی کرد  پروین فهمید که  حافظه تماشاگران چقدر فراموشکار است.(البته سلطان پیش از یک دو جین دفعه این جمله را تکرار کرده بود , اما شرایط موجب شد که در نهایت خود او  اگر می خواست هم نتواند به عنوان سرمربی به فوتبال برگردد)

 

حالا دیگر همه تلاشها نتیجه داد و پرسپولیس  قلمرو سلطان جدا شد .خبرنگاران روشنفکر به هدف خود رسیدند حالا حتی روی سکوها نیز پرسپولیس بدون پروین معنی داشت. حتی دو آتیشه هایی که  نیمکت پرسپولیس  بدون پروین رگ غیر تشان را بالا می زد به راحتی پذیرفته بودند که میتوان پرسپولیس را بدون پروین دوست داشت.

 _________________

"آغاز فعالیت قطبی "

پرسپولیس وارد دنیای جدیدی  شده بود روزهای سختی را گذراند تا  مدیریت تیم به حاج حبیب کاشانی رسید.

رئیس جمهور و دوستان او به استفاده از نیروهای ایرانی مقیم خارج  در زمینه های مختلف امر کرده بودند و حبیب کاشانی با تمام مشکلاتی که در سر راه استخدام قطبی وجود داشت  موفق به  نشاندن قطبی روی نیمکت  تیم پزسپولیس  شد.

 

"ظهور قطبیسم  و القابی جدید "

 

لقب سلطان که روی سکوها به علی پروین داده شده بود تبدیل به امپراتور شد.  البته قطبی به علت رفتار مناسب با خبرنگاران محبوب آنها هم شده بود و یک لقب از علی پروین پیشی گرفت.  او در بین خبرنگاران هم لقب جنتلمن گرفت.

خبرنگارانی که سالها مبارزه کردند  سایه علی پروین را حذف کنند حالا خواسته یا ناخواسته سایه بان جدیدی برای پرسپولیس ساخته بودند آنها موجی را براه انداخته بودند که دیگر سکوها هم پرسپولیس بدون قطبی را نمی خواستند, درست مانند آنروزها که  پرسپولیس را بدون سلطان نمی خواستند خالا سلطان ،امپراتور شده بود.

 ____________________


"سلطان و امپراتور هنوز به دنبال پرسپولیس"

 

سلطان هنوز عاشق پرسپولیس  و خواهان بازگشت به تیم است اگر چه جناب هدایتی شاید بد قولی هایی در حق دوست سابقش کرد و هیچ زمزمه ای هم برای بازگشت او نکرد  ولی دیگر هیچکس به تکرار داستانهای سلطان و تاج و تخت او علاقمند نیست.

البته این شرایط برای امپراتور بهتر است او هنوز خواهان زیادی برای بازگشت  به پرسپولیس را دارد که البته روز به روز کمتر می شوند،  ولی گویا او در دبی تیم خیابانی پرسپولیس را تشکیل داده ....

جالب اینجاست امپراتور و سلطان هر دو رفتند و پرسپولیس هنوز با شکوه و قدرتمند و هر دو در آرزوی بازگشت ...

آری ... پروین و قطبی دو پدیده بودند که از پرسپولیس به همه جا رسیدند و پرسپولیس بدون آنها هم همچنان بزرگ است و بزرگ خواهد بود...

برگرفته شده ازwww.parsfootball.com

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:58  توسط   | 

احتمال برخورد ایرانی‌های در مرحله یک هشتم نهائی‌ مسابقات لیگ قهرمانان آسیا وجود دارد.
قرعه‌‌کشی یک هشتم مسابقات لیگ قهرمانان آسیا به نوعی است که احتمال برخورد تیم‌های ایرانی با یکدیگر وجود دارد. در ادامه نگاهی داریم به احتمالات موجود؛

تیم اول گروه یک با تیم دوم گروه سه (صبا - استقلال)
 
تیم دوم گروه یک با تیم اول گروه چهارم (صبا - سپاهان)
تیم اول گروه دو با تیم دوم گروه چهارم (پرسپولیس - سپاهان)
 
تیم دوم گروه  دو با صدرنشین گروه سوم (پرسپولیس - استقلال)
 
بدین ترتیب ایرانی‌ها تنها در صورتی‌که هر چهار تیم سر گروه یا دوم شوند به یکدیگر برخورد نمی‌کنند.
 
مرحله یک هشتم شنبه چهارم تیر‌ماه 1388 به صورت تک بازی در زمین تیم سرگروه برگزار می‌گردد.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 13:31  توسط رضا  | 

 يك سال ديگر به همين راحتي گذشت و تا ساعاتي ديگر وارد سال جديد و بهاري ديگر خواهيم شد . سالي كه پر بود از خاطرات شيرين و تلخ براي همگي ما ، سالي كه چه خوب و چه بد تنها ساعاتي تا پايانش باقي است و بايد منتظر شروعي ديگر بود .
سال گذشته در چنين روزهايي و در همين سايت  مطلبي با عنوان 87 ، سال قهرماني پرسپوليس نوشتم و فكر مي كنم از آن مطلب استقبال خوبي شد . گرچه تيم محبوبمان سال 87 را خوب شروع نكرد و در ابتدا نتايج خوبي نگرفت اما همان تيم به قهرماني رسيد تا سال 1387 حداقل از اين بابت براي همگي ما شيرين بوده و تا مدت ها در خاطره هايمان باقي بماند .
پرسپوليس در سالي كه گذشت پر بود از حوادث مختلف ! از شكست تحقير آميز در اهواز گرفته تا قهرماني همان تيم و سپس كناررفتن مديرعامل تيم قهرمان
.

قصد ندارم در اينجا پرونده هاي تكراري را باز كنم و موجبات ناراحتي هواداران را پديد آورم چرا كه همه ي ما بايد ما باشيم تا در سال جديد تيم محبوبمان را تا قهرماني آسيا پيش ببريم .
پرسپوليس در سالي كه گذشت از مجموع 43 مسابقه رسمي چه در ليگ برتر ، چه در جام حذفي و چه در ليگ قهرمانان باشگاه هاي آسيا صاحب 20 برد ، 9 باخت و 14 تساوي شد كه بيلان كاري خوبي محسوب مي شود . آنها در 43 مسابقه 67 گل وارد دروازه حريفان كردند و 57 گل را نيز دريافت كردند . آمار امسال سرخها به نسبت سال 86 مقداري ضعيف تر بوده چرا كه آنها در كل سال 86 تنها 5 باخت را در كارنامه ديدند و 21 بار نيز حريفان را شكست داده بودند .
سال جديد براي كليه هواداران بسيار مهم و حياتي خواهد بود . پرسپوليس در ليگ قهرمانان آسيا تيمي حرفه اي و با برنامه نشان داده كه با هدايت مربي صاحب سبكش مي تواند به بالاترين نقطه ي تيم هاي باشگاهي در آسيا برسد كه اين موضوع همبستگي هواداران را نيز مي طلبد .
هدف ما در اين سايت نيز حمايت همه جانبه از تيم محبوب پايتخت است و بزرگترين آرزوي ورزشي همه ي ما قهرماني پرسپوليس در آسيا است نكته اي كه اصلا غير قابل دسترس نيست چراكه ارتش سرخ همين امروز نيز بهترين عملكرد را در بين تمامي تيم هاي ايراني حاضر در اين مسابقات داشته و ثابت كرده به كساني كه در برنامه هايشان صعود پرسپوليس را به نظرسنجي مي گذارند و يا كارشناسان از كار افتاده اي كه در همين سال جاري قهرماني سپاهان را در ليگ گذشته پيش بيني مي كردند هدف آنها چيزي جز قهرماني در بزرگترين تورنمنت آسيا نيست .
به عنوان عضو كوچكي از هواداران پيشاپيش سال جديد را به همه ي شما هواداران تيم هميشه سرخ تبريك گفته و براي همه ي شما آرزوي سالي پربار همراه با موفقيت را آرزومندم . اميدوارم در سال جديد همه با هم ، دست در دست هم جشن قهرماني محبوبترين تيم آسيا را در همين سايت برگزار كنيم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 20:41  توسط رضا  |